احمد قلى زاده

32

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

استقراء استقراء پىجوئى جزئيات ، و افراد است براى اثبات حكم كلّ . استقراء تامّ ، مفيد قطع است ، و بهترين راه براى رسيدن بر علم ، و از بين بردن مجهول است . استقراء ناقص مفيد ظن است . مثلا هرگاه همهء حيوانات را پىجوئى كرديم و همه جسم بودند ، قطع حاصل مىشود كه هر حيوانى جسم است . ولى هرگاه چند تن از مردم شهر را ، مثلا ، صد نفر و بيشتر را يافتيم كه به زبانى سخن مىگفتند براى ما گمان پيدا مىشود كه همه مردم شهر به همان زبان سخن مىگويند استقراء ناقص از جهت آنكه مفيد علم نيست ، حجيت و اعتبار ندارد . استدعا طلب دانى از عالى را استدعا گويند . اسباب در اصول فقه در باب صحيح و اعم به معنى ايجاب و قبول در عقود يا ايجاب فقط در ايقاعات است . اسباب حكم عقل عملى به حسن و قبح 1 - حكم عقل نظرى به كمال يا نقض بودن امرى يكى از عوامل حكم عقل عملى به حسن يا قبح آن فعل است . 2 - حكم و ادراك عقل نظرى به ملايمت و ناملايمت امرى ، يكى از موجبات حكم عقل عملى به حسن و يا قبح آن عمل است . 3 - وجود يك سرى خلقيات كه در درون جان انسانها است مثل شجاعت و كرامت ، لذا همگان شجاعت را حسن مىدانند و حكم به انجام و فعلش مىدهند .